در نمایشگاه «چشم انداز: فلات» بیش از ۷۰ اثر از ۱۶ گالری، بیش از ۱۰ مجموعهدار و چندین هنرمند به صورت شخصی به نمایش در آمده است. این آثار شامل نسلهای مختلف از کمالالملک، علیاکبر صنعتی، سهراب سپهری، ابوالقاسم سعیدی، مارکو گریگوریان، محسن وزیری مقدم، پروانه اعتمادی، فریده لاشایی، پرییوش گنجی تا نسلهای جوانتر میشود که با موضوع طبیعت گردآوری شده است. به همین مناسبت با صالح بهشتی درباره این نمایشگاه و اهداف راهاندازی گالری بی گفتوگو کردیم.
او در بخشی از صحبتهایش گفت که باید تلاش کرد تا بازار هنر ایران بزرگتر شود و برای این کار باید با زبان سادهتری درباره هنرهای تجسمی سخن بگوییم. برای ادامه بحث شما را به خواندن این گفتوگو دعوت میکنیم:
- در استیتمنت نمایشگاه آمده است که «این پروژه با نگاهی موشکافانه و تجمیعی سعی در کنار هم قرار دادن رویکردهایی در راستای تفکیک شیوههای برخورد و بازتابی طبیعت در آثار هنرمندان نایل آمد». در بررسی موشکافانه چه نکاتی وجود داشت که به این آثار منجر شد؟
وقتی به نتیجه رسیدیم که برای افتتاح گالری چه موضوعی را انتخاب کنیم، جامعیت موضوع به ما کمک میکرد که بتوانیم این فضا را با تعداد زیاد آثار پر کنیم اما از آن طرف فکر کردیم که شاید این کار کافی نباشد. شاید بهتر باشد از چنین ظرفیتی استفاده کنیم و نگاه پژوهشی هم به این مسئله داشته باشیم که با رویکردی که نقاشان مختلف از کلاسیک تا هنر معاصر به این حوزه داشتهاند، تفکیکهای ملی انجام دهیم تا بتوانیم این آثار را در هریک از این بخشها بگنجانیم و اسامی بزرگی را کنار هم قرار دهیم.
در هر هفت بخشی که در این نمایشگاه وجود دارد، آثار هنرمندان مهمی در کنار هم قرار گرفته است. شاید در حالت عادی کار آنها را در کنار هم نبینید ولی وقتی در یک تفکیک درست و با یک موضوع، آنها را در کنار هم قرار میدهید، متوجه میشوید یک هنرمند دوره مدرن در کنار یک هنرمند دوران معاصر قرار میگیرد، حتی پیش آمده که از یک هنرمند آثاری در چند بخش به نمایش گذاشته شده است.
یکی از هنرمندانی که این اتفاق برایش افتاده، سیراک ملکونیان است که در سه بخش این نمایشگاه از او آثاری به نمایش گذاشته شده و جالب است که وقتی این سه اثر را پیگیری میکنید، میبینید آن هنرمند یک سیر هنری را طی کرده تا به آن مجموعه نهایی برسد.
- منظره همیشه موضوعی بوده که مورد توجه هنرمندان بوده است اما چطور شد که خود شما هم تصمیم گرفتید که اولین نمایشگاه این گالری را با منظره شروع کنید؟
واقعیت این است که فکر کردیم با این موضوع است که میتوانیم این حجم از فضا را پر کنیم. ما برای اینکه بتوانیم ظرفیت گالری را نشان دهیم، خواستیم که از تمام فضای گالری به علاوه فضای کنار گالری به نام آگوراهال استفاده کنیم چون رویدادهای زیاد و متنوعی میتواند در این فضا اتفاق بیفتد. بنابراین فکر کردیم شروعمان با یک قدم بزرگ و صدای بلند باشد و در عین حال نشان دهیم که اگر ما قدم بزرگی برمیداریم، این اتفاق نمیتواند بدون کمک آدمهای دیگر بیفتد.
یکی از نکاتی که اعتماد به نفس به ما داد تا بتوانیم نمایشی با چنین ظرفیتی برگزار کنیم، این بود که گالریها و مجموعهداران خیلی زیادی با ما همکاری کردند. این موضوع یک قوت قلب برای ما بود و فکر میکنیم یک اتفاق جذاب برای هنرهای تجسمی ایران. با خود گالری ما ۱۶ گالری، بیش از ۱۰ مجموعهدار و چندین هنرمند به صورت شخصی در این نمایشگاه همکاری کردند که اتفاق خیلی جذابی بود. فکر نمیکنم در سالهای اخیر حداقل اتفاقی به این بزرگی و با این حجم از همکاری میان اکثر فضای تجسمی برگزار شده باشد.
طبیعتا برای اینکه این اتفاق در این ظرفیت و این حجم بیفتد، نیازمند موضوعی بودیم که جامعیت و تکثر داشته باشد و هنرمندان زیادی روی آن کار کرده باشند. بیش از ۷۰ هنرمند در این نمایشگاه حضور دارند که همه اینها نشان میهد انتخاب درستی از نظر موضوعی بوده است. حتی یکجاهایی دچار این محدودیت شدیم که جا کم نیاوریم ولی در چیدمان توانستیم خوب پیش برویم و در نهایت کار، خوب پیش رفت.
- تعداد کارها بیشتر بود یا اینکه از ابتدا میخواستید حدود ۷۰ اثر برای این نمایشگاه نمایش دهید؟
تعداد کارها بیشتر بود. ما مجبور شدیم یکسری از آثار را حذف کنیم. یکسری از آثار را هم نتوانستیم نمایش دهیم ولی در کاتالوگ آوردهایم. شاید از نظر فضا مشکل داشتیم اما قطعا آن اثر ارزش حضور در کتاب را دارد. ما برای این نمایشگاه یک کتاب هم منتشر خواهیم کرد، برای اینکه این اثر ماندگار شود و جزو اسناد تاریخی هنرهای تجسمی قلمداد شود.
- شاید نمونه متاخر چنین همکاری میان گالریداران و مجموعهداران را بتوان در نمایشگاه صد سالگی محسن وزیری مقدم دید. این نمایشگاه هم حاصل همکاری ۱۶ گالری است. همکاری میان گالریها چگونه بود و میتوان امید داشت که بیشتر از این، شاهد چنین همکاریهایی باشیم؟
بله قطعا چون این همکاری برای ما خیلی شیرین بود. تقریبا با هر گالریای که با آنها تماس گرفتیم و از آنها درخواست همکاری کردیم، بدون لکنت و با اشتیاق پذیرفتند. یک گالری جدید به این صحنه آمده و آنها اصلا این نگاه را نداشتند که عرصه ما در حال تنگ شدن است. اتفاقا فکر کردند یک فرصت جدیدی پیدا شده است تا هنرمندانشان را مطرح کنند.
امکان دارد اینجا افرادی بیایند که امکان حضور در نمایشگاههای دیگر برایشان به ندرت باشد یا حضور منظمی در گالریها نداشته نباشد ولی وقتی آنها را اینجا کنار هم میبینند، به بهتر دیده شدن هنرمندان کمک میکند و ما هم تا جایی که بتونیم سعی میکنیم، شان و جایگاه این همکاری را حفظ کنیم. امیدوارم این همکاری ادامهدار باشد برای اینکه ما دوست داریم در سال بیش از یک بار نمایشهایی در این وسعت برگزار کنیم.
همنشینی هنرمندان از ردههای سنی، نسلی و سبکهای مختلف روی موضوعهایی که رویشان پژوهش شده است، میتواند خیلی جذاب باشد و ظرفیت این حوزه را بهتر نشان دهد. در کل این همکاری خیلی جذاب و امیدوار کننده بود. بازار هنر بسیار کوچک است و بعضی وقتها همپوشانیهایی پیش میآید اما اینجا آنقدر راحت همه این فضا را پذیرفتند و با یک اشتیاقی سعی کردند به ما کمک کنند که خیلی لذتبخش و شیرین بود.
- پژوهشی که درباره طبیعت با چنین حجمی از آثار انجام شد، به این نتیجه رسید که زاویه جدیدی درباره منظره و طبیعت در هنرهای تجسمی به دست بیاورید؟
موضوع به ما اجازه میداد که راحتتر و گستردهتر به این مسئله نگاه کنیم. اولین نکتهای که برای برگزاری نمایشگاه به ذهنمان رسید این بود که نمایشگاهی با موضوع منظره یا چشمانداز برگزار کنیم و وقتی این موضوع به آن شورا (تیم مشاوره) آمد به هفت دیدگاه مختلف با موضوع طبیعت رسید.
تاکیدی که من داشتم این بود که ما بتوانیم تا جایی که میشود توضیح مربوط به آثار را راحتتر، سادهتر و با بیان بهتری به مخاطبی که شاید برای اولینبار وارد چنین فضایی میشود، ارائه دهیم. حتی دغدغهام برای تهیه آن کتاب هم این بود که بتوان به بهترین شکل جامعبودن موضوع، اتفاقهایی را که طی این سالها افتاده و تلاشی را که آن هنرمندان در دورههای کاری خودشان انجام دادهاند، نشان دهیم. طبیعی است که نمیتوان برای هریک از آثار چنین محتوایی تولید کرد اما برای همان بخشهایی که سعی کردیم این محتوا تولید شود، بنظرم اتفاق جذابی است.
- اگر بخواهیم درباره بازار آثار منظره یا طبیعت صحبت کینم، فکر میکنید وضعیت در این حوزه چطور است؟
در کل که یکی از مهمترین موضوعهایی که در بازار از هنرمندان مختلف کار شده، موضوع منظره و طبیعت بوده است. الان شرایط اقتصادی به طور کلی خیلی ایدهآل و خوب نیست. طبیعی است که بازار هنر هم به عنوان بخشی از اقتصاد، تحت تاثیر قرار میگیرد و شاید جزو اولین بازارهایی باشد که تحت تاثیر شرایط اقتصادی قرار بگیرد.
در این نمایشگاه یک نکته جالبی که برای من وجود داشت، این بود که هنرمندان جوان فارغ از اینکه چه محدوده قمیتی دارند، توانستهاند ارتباط خیلی خوبی با مخاطب پیدا کنند یعنی وقتی مخاطبان به دیدن نمایشگاه میآیند و آثار را میبینند یا درباره آثار میپرسند، میبینم که درباره هنرمندان جوان خیلی سوال میپرسند و کنجکاوی بیشتری دارند، با وجود اینکه اینجا اسامی خیلی بزرگی است.
طبیعی است که سهراب سپهری برای همه جذاب است. کمالالملک برای همه جذاب است ولی یک هنرمند جوان هم به چشم مخاطب میآید و مخاطب احساس میکند که او یک کار متفاوت کرده است. هنرمند سعی میکند کار متفاوتی انجام دهد که به چشم مخاطب بیاید و میبینم که به چشم هم آمده است. البته ممکن است مخاطب نتواند تصمیم بگیرد که به خاطر شرایط اقتصادی، آن اثر را بخرد یا نه اما سعی میکند حظ بصر ببرد.
یکی از جالبترین اتفاقهایی که اینجا افتاد، این بود که یک خانم و آقایی، هفته گذشته جلوی آثار یکی از هنرمندان جوان در این نمایشگاه از هم خواستگاری و حلقه رد و بدل کردند چون دوست داشتند که این اتفاق کنار آن نقاشی بیفتد و در کنار اثر حمزه فرهادی عکس بگیرند.
در کل من استقبال از این نمایشگاه را خیلی خوب دیدم. اگر امکانش بود، شاید این نمایش طولانیتر بود تا آدمهای بیشتری به دیدن نمایشگاه بیایند اما خب ما هم محدودیتهایی داریم. در کل بازخوردی که دیدم خیلی عالی بود، خیلیها از این نمایش تعریف کردند و لذت بردند و همین برای ما کافی بود. یکی از کارهایی که که میخواستیم در افتتاحیه گالریمان انجام دهیم، این بود که همین حسها به آدمها منتقل شود.
- چطور شد به فکر راهاندازی این گالری افتادید و چه برنامههایی برای آینده دارید؟
من سابقه گالریداری داشتم. زمانی که شهر کتاب فرشته را داشتم، یک فضای مستقلی را پیشبینی کردم به نام گالری فرشته که مدتی فعال بود اما وقتی کرونا، همهگیر شد امکان فعالیت در آن زمان وجود نداشت و مجبور شدیم آن را تعطیل کنیم. در این مدت، دغدغه یا امکان راهاندازی یک گالری نداشتم و همیشه هم در ذهنم بود که اگر روزی بخواهم دوباره یک گالری راه بیندازم، بایستی در یک ظرفیت و شکل درست و کیفیت خوب باشد. عجلهای هم برایش نداشتم. برای اینکه آن نتیجه برایم خیلی مهمتر بود.
خداروشکر در اینجا شرایطی مهیا شد که بتوانیم چنین کاری را انجام دهیم. قطعا بدون کمک مالکان این فضا (خانواده نساجی) این امکان مهیا نمیشد. بدون کمک دوستان و مشاورانی هم که در تمام این سالها سعی کردیم از آنها مشاوره بگیریم، این اتفاق نمیافتاد. آنها اسامی بزرگی هستند، اسم نمیبرم اما بدون کمک آنها این اتفاق نمیتوانست روی دهد. شاید این زمان لازم بود تا بتوانیم این کمکها را بگیریم.
تصمیم گرفتیم فضای جدیدی را با این نگاه که در حوزه هنر مدرن، کلاسیک و معاصر بتواند کار کند، راه بیندازیم. فعلا در حوزه بازار هنر ایران و انشاالله به زودی در عرصههای بینالمللی هم فعالیت میکنیم.
- برنامهای در این زمینه دارید؟
با توجه به اینکه فعلا فقط سابقه یک نمایشگاه داریم، شاید خیلی انتظار حضور خیلی جدی در فضای بینالمللی نداریم. بایستی شرایط را مهیا کنیم و ظرفیتها را بسنجیم تا شناخت بهتری پیدا کنیم. در هر کدام از آرتفرها یا عرصههای بینالمللی که حضور داشتهایم، همیشه به عنوان مخاطب بوده است، هیچوقت درگیر کارهای اجرایی و داستانهای مربوط به عملیات آن کار نبودهایم ولی طبیعتا نیازمند این هستیم که به بازار بینالملل وصل شویم. ناگزیریم از اینکه این اتفاق بیفتد و اگر غیر از این باشد یعنی رفتارمان به شکل کامل حرفهای نبوده است.
باستی سعی کنیم به آن مرحله قدم بگذاریم ولی نه با عجله بلکه با یک طمأنینه، آمادگی و یک برنامه درست. ما به مرور باید با هنرمندانی که میخواهیم با آنها کار کنیم، به تفاهم برسیم. این کار را شروع کردهایم و موفق شدهایم با چند نفری هم به تفاهم برسیم منتهی تعدادشان زیاد نخواهد بود تا بتوانیم کاری را که شایستهاش هستند، انجام دهیم. به علاوه اینکه زمان هم مهم است. باید بتوانیم زمان را مدیریت کنیم وگرنه یکدفعه از دستمان در میرود.
یک نکتهای که بنظرم خیلی اهمیت دارد و از تجربه حضور من در شهر کتاب میآید، این است که بتوانیم فعالیتهای جانبیای که به این موضوع مرتبط است، در این فضا وارد کنیم و این انتظار را در مخاطب ایجاد کنیم که قرار نیست در گالری فقط تابلو ببینیم. قرار است یک تجربه فرهنگی درست در حوزه هنرهای تجسمی داشته باشیم. آن تجربه خیلی مهمتر است.
این گالری از نظر ماهوی ظرفیتی دارد که میتواند یک آگاهیبخشی و دانش هم اضافه کند. این موضوع بستگی به ما دارد و اینکه ما چقدر میتوانیم این کار را انجام دهیم چون بنظرم ظرفیت آن وجود دارد. اینهمه کتاب تخصصی در حوزه هنرهای تجسمی منتشر شده یا در مسیر انتشار است که شاید نیازمند این باشد که در یک فضاهای اینچنینی با یک همنشینی با موضوع خودش قرار بگیرد یعنی هم کتاب و هم اثر هنری مرتبط با آن کتاب باشد تا وقتی مخاطب به بهانه آن کتاب وارد آن فضا میشود و درباره آن کتاب میشنود، بتواند از لحاظ بصری متوجه شود که اصلا آن کتاب درباره چه صحبت می کند. در واقع با این کار میتوان این تجربه را ملموستر کرد.
همچنین فیلمهایی که در این حوزه ساخته شده است، میتواند در همکاری با گالریها نمایش داده شود، کمااینکه در برخی از گالریها این کار را دیدهام. تجسمی شاید جزو معدود هنرهایی باشد که مدیومهای مختلف در قالب آن تعریف میشود و این ظرفیت باید در گالری ایجاد شود. البته بدین معنی نیست که ما به فکر فروش نیستیم . فروشمان به جای خودش و در قالب نمایشگاهها این کار را انجام میدهیم اما در نهایت میخواهیم مخاطبمان بتواند تجربه کاملتری از این فضا به دست بیاورد.
- شرایط گالریداری در ایران را چطور ارزیابی میکنید؟
یکی از مهمترین اتفاقهایی که بایستی برای بازار هنر به صورت کلی روی دهد، این است که باید سعی کنیم این بازار را بزرگتر کنیم. برای اینکه این بازار بزرگتر شود، باید با زبان سادهتری درباره هنر تجسمی صحبت کنیم. خیلی از مخاطبانی که ظرفیت خرید آثار هنری را دارند، نیازمند این هستند که به راحتی تحت تاثیر این موضوع قرار بگیرند البته تحت تاثیر درست تا این موضوع واقعا برایشان جذابیت پیدا کند.
من فکر میکنم آثار هنری جزو معدود آثاری هستند که به ذات از جنس ارزش افزوده هستند یعنی هیچوقت ارزش اثر هنری پایین نمیآید. ممکن است ثابت بماند یا شیب صعودی آن کند شود اما هیچوقت ارزش آن کم نمیشود. فکر کنم یکبار گزارشی در آرتچارت خواندم که خیلی از هنرمندان ما حتی از افزایش قیمت دلار خیلی از آثار هنری جلوتر بودند. شاید خیلی از آدمها برای حفظ سرمایه خودشان در این شرایط اقتصادی چند انتخاب دارند: طلا، ارز، ملک، ماشین و جدیدا اثر هنری.
بنظرم اثر هنری جزو گزینههای اصلی این داستان است چون شرایط اقتصادی برای همه مشهود است. سرعت نقدشوندگی ملک بسیار کم شده، قیمت ماشین در حال کاهش است، نوسان قیمت دلار و طلا حساسیتهای خاص خودش را دارد و هیچ تسلطی رویش وجود ندارد. تصمیمگیران آن حوزه کسانی هستند که شما دسترسی به آنها ندارید و فقط نامهایشان را میشنوید اما اثر هنری باید یک سیر طبیعی را طی کند تا بتواند به نقطه درستی برسد و وقتی به آن نقطه درست برسد، در قیمت هم تاثیر میگذارد.
اینکه اثری از هنرمند در یک موزه با اعتبار بالا نمایش داده شود، کتابی از او منتشر یا حتی فیلمی از او ساخته شود، اگر به صورت طبیعی و درست روی دهد، میتواند در روند قیمتگذاری آثار آن هنرمندان تاثیر بگذارد. این اتفاقها از سوی کسانی که در این حوزه فعال هستند، میسر است. حالا این افراد چه کسانی هستند؟ گالریدارن، کیوریتورها، مجموعهداران و آرت دیلرها. اینها هستند که در قیمت آثار هنرمندان تاثیرگذارند نه کسانی که پشت کسب و کارهایی هستند که ما اصلا آنها را نمیشناسیم و تصمیمهایی میگیرند. به خاطر همین شاید یکی از بهترین گزینهها برای سرمایهگذاری میتواند آثار هنری باشد اما بزرگتر کردن بازار هنر نیاز به یک صبری دارد که شاید همه نداشته باشند.
- منظورتان از صبر، گذر زمان است یا اینکه باید برنامهای تدوین و زیرساختهایی آماده شود؟
ببنید اتفاقی که در این حوزه میافتد، در اصل از سوی هنرمند روی میدهد. گالریها امکاناتی را برای معرفی و نمایش بهتر آثار فراهم میکنند اما در اصل، اثری که هنرمند خلق میکند، باعث میشود در این عرصه یک اتفاق جدی بیفتد. گالریدار، سهم خودش را انجام میدهد، هنرمند، سهم خودش را انجام میدهد و دولت هم باید سهم خودش را انجام دهد. بالاخره این حوزه نیاز به حمایت دارد.
در همه دنیا این اتفاق میافتد، نه اینکه فقط ایرانیها این انتظار را داشته باشند. سن من آن موقع خیلی کم بود اما میشنیدم که هنرمندان ایرانی را به رزیدنسهای خارج از کشور میبرند برای اینکه تجربه دیدن آثار جدید دنیای غرب را داشته باشند و روی نگاهشان تاثیر بگذارد. اینها کارهایی است که خیلی وقتها بخش خصوصی انجام میدهد و خیلی وقتها دولتها. در نهایت یک جنبه حمایتی دارد. ما مجموعهها و بنگاههایی داریم که در حوزههای مختلفی از جمله مسئولیت اجتماعی، خود را موظف به پرداخت هزینههای بالا میدانند اما هیچوقت از این منظر به حوزه هنر نگاه نکردهاند که هنر هم میتواند بخشی از حوزه مسئولیت اجتماعی باشد. صرفا کار خیر کردن، مسئولیت اجتماعی نیست.
اثری خلق میشود و به سپهر هنر تجسمی ایران افزوده خواهد شد. مهم است که در اینجا، بنگاهها بخواهند حضور پیدا کنند اما نیاز به یک شناخت و اعتماد از این فضا دارند و اتفاقا اینجاست که گالریها خیلی در آن نقش دارند چون گالریها باید سعی کنند این اعتماد را برای مخاطب این آثار ایجاد کنند.
هنرمند کارش را کرده و اثرش را خلق کرده است. از اینجا به بعد، وظیفه گالری است که بتواند خود را درست معرفی و جایگاه همه را حفظ کند. همچنین وظیفه گالری است که بتواند برای مجموعهدار، خریدار جدید و مخاطب عام فضایی ایجاد کند تا آنها با آن نمایشگاه ارتباط برقرار کنند و زمانی که میخواهند برای خرید یک اثر، اقدام کنند، اعتمادشان جلب شده باشد و این حرکت را تکرار کنند.
تکرار این مسئله باعث شکلگیری مجموعهداری میشود. مجموعهداری از کجا میآید؟ از یک نگاه جامع حوزه تجسمی و سلیقه شخصی. آن موقع مجموعه من یک ارزش افزودهای برای خودم دارد که خیلی وقتها حضور یک اثر هنری در آن مجموعه برایم واجد ارزش میشود. خیلی وقتها شما میشنوید که مثلا میگویند، کار فلان هنرمند در گنجینه موزه فلان است. برای اینکه مجموعهداران ما به این مسیر سوق پیدا کنند و فقط از جنبه سرمایهگذاری به خرید اثر نگاه نکنند، به انگیزه، آگاهی بخشی و اعتماد نیاز است.